احتمالاً کار در یک فروشگاه ابزارآلات بدترین تجربه شغلی بوده است
خوشبختانه در حال حاضر دیگر در خرده فروشی کار نمی کنم، اما قبل از کار فعلی ام اغلب بین خرده فروشان مختلف می چرخیدم زیرا به تازگی از پدر و مادرم نقل مکان کرده بودم و سعی می کردم شغلی پیدا کنم که حداقل تا حدودی دستمزد کافی داشته باشد. من در یک خردهفروش سختافزار پرطرفدار استخدام شدم که با "BLOWS" قافیه میشود، زیرا واقعاً اینطور بود. من در طبقه فروش بودم و هیچ گونه آموزشی برای کمک به توصیه های محصول یا حتی دانش دریافت نکردم. من تصمیم گرفتم در بخش رنگ کار کنم، و هر بار که کسی میپرسید از چه مارکی استفاده کنم یا چه نوع رنگی را روی سطح x اعمال کنم، باید مدیر بیچارهام را از هر کاری که برای کمک به من انجام میداد بیرون میکشیدم. بله، خرده فروشی همین طور است، اما حداقل در مشاغل دیگر من انتظار نمی رفت که بدانم این تی شرت از چه پارچه ای ساخته شده است یا اینکه آیا این قهوه ساز می تواند این عملکردها را داشته باشد یا خیر. میتوانم به مشتریان بگویم "ما در مورد دانش محصول آموزش ندیدهایم. میتوانم به شما بگویم روی جعبه چه نوشته شده است، اما این تنها چیزی است که میدانم. متاسفم". نه، مشتریان و افراد بالاتر به طور یکسان هرگز به شما اجازه نمی دهند که در این شغل چنین بگویید. از شما انتظار می رفت که "کارشناس رنگ" باشید و از شما انتظار می رفت که کار خود را انجام دهید و محصول را بفروشید و "مشتری را واجد شرایط کنید". با محصولی که در مورد آن چیزی نمی دانید. همچنین مشتریانی داشتم که با من سر و صدا میکردند و با من بحث میکردند، اما پس از آن به سراغ همکار مرد بزرگترم میرفتند که همان حرف من را میگفت و با آنها بحث نمیکردند یا حتی سر آنها فریاد بزن مانند، wtf؟
تا امروز من هنوز PTSD ناشی از تعامل با مشتری (و گاهی اوقات تعامل با همکار) از این شغل دارم. سعی می کنم فراموشش کنم و به یاد بیاورم که الان در جای بهتری هستم...